پارلمان اخلاق

پارلمان اخلاق
مصاحبه تلویزیونی با
برنامه این شب‌ها
گروه فرهنگ و معارف اسلامی شبكة یك
18/4/89
مجری: یا من ارجوه لكل خیر. سلام. بامداد نیك، بامداد 27 رجب المرجب و فرارسیدن سالروز مبعث پرنور بزرگ‌ترین پیامبران خدا، ختم رسل و خاتم پیامبران به همة انسان‌های حقیقت‌دوست، سعادت‌خواه و خواستار و جویای نور و نورانیت مبارك باشد.
در همین دقایق و لحظات، هدیه می‌كنیم ذكر پرنور صلوات را به روح مقدس و نورانی آن رسول بزرگ خدا محمدبن‌عبدالله(ص).
افتخار دارم در برنامة‌ امشب در محضر جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای علی‌اكبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی هستم. و آماده‌ایم راجع به یك موضوع خیلی مهم و محوری و مورد نیاز هریك از ما و جامعة امروزمان صحبت كنیم.

جناب آقای رشاد خیلی خوش آمدید و این شب پرنور به جناب‌عالی نیز مبارك باشد.

آقای رشاد: بسم‌الله‌الرحمن الرحیم. من هم متقابلاً به جنابعالی و همكارانتان و به همة مسلمانان و شمار میلیاردی شیفتگان و شیدایان ساحت قدسی نبوی و به همة آزادگان و اخلاقیان عالم تبریك عرض می‌كنم.

شاید در حیات انسان و بسا پس از صدورِ صادر اول و شاید بگوییم كه در وجود این دوره‌ای كه ما در آن زندگی می‌كنیم، در خلقت الهی مناسبتی عظیم‌تر از مناسبت مبعث وجود نداشته باشد. ما در لحظه‌های بامدادی و در آستانة سحرگاه مبعث هستیم كه بسیار، بسیار روز مهمی است. لحظه‌های نیایش و نجوا و عبادت است و ارتباط خالصانه و دور از چشم دیگران خلوت كردن با حق‌تعالی.

من به همة بینندگان عزیز این برنامة خوش و نیكوی شما هم این مناسبت را تبریك عرض می‌كنم و این لحظات را كه به شب‌زنده‌داری مشغول هستند و یا حتی شنیدن این مذاكرات علمی باشد، چون این صحبت‌ها در وصف پیامبر اعظم(ص) و در بیان آموزه‌های دینی است و كسی اگر به قصد عبادت همین مطالب را هم گوش كند، گویی در حال خواندن نماز شب است، یعنی همگی بینندگان عزیز ما اكنون در حال عبادت و مشغول نجوا و شب‌زنده‌داری هستند. من دعا می‌كنم خداوند متعال این عبادتی را كه الان مشغول آن هستیم به نیكی بپذیرد.

مجری: طبیعی است كه در محفل و لحظاتی كه ذكر بندگان بزرگی مثل رسول بزرگوار اسلام(ص) هست، به شرط اینكه انشاءالله آن ذكر در رفتار ما هم تجلی كند و خود ما را هم راست و درست كند مشمول اجر الهی خواهد بود.

جناب آقای رشاد اولین عبارتی كه در چنین مناسبتی به یاد هریك از ما می‌آید عبارت شریف: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» است. و بعد البته «انی بعثت معلما» به یاد ما می‌آید. در مناسبت مبعث این كلمة محوری در ذهن ما می‌چرخد كه شاید محور همة تلاش‌های بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین پیامبران خداوند اخلاق بود. هدف ایشان اخلاق بود و خلق‌وخوی نیكو.

خداوند متعال هم در چند جای قرآن كریم فرموده‌اند كه ویژگی محوری پیامبر اكرم(ص) اخلاق است. «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم/ 4)، «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم‏» (آل‌عمران/ 19) «وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ» (آل‌عمران/ 159) و یا توصیه‌های اخلاقی كه به پیامبر اكرم فرمودند و امثال اینها به نظر می‌رسد كه پایه و مایة و لااقل یكی از بنیان‌های دین اسلام اخلاق باشد.

در این‌باره اگر مقدمه‌ای هست بفرمایید.

آقای رشاد: عرض كنم حدیثی كه فرمودید، منسوب به حضرت رسول اكرم(ص) است و در بعضی منابع روایی آمده. نكتة دقیقی در تعبیر این حدیث است كه خیلی محل تأمل هست و آن اینكه، عبارت به این شكل نقل شده: «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»، «انما» دلالت بر حصر می‌كند، یعنی این است و جز این نیست و من فقط برای همین برانگیخته شده‌ام. البته این تأكید است و بدین معنا نیست كه پیامبر بزرگوار ما رسالت دیگری نداشت. بلكه این بدان معنا است كه اخلاق در مكتب من جایگاه ویژه‌ای را دارد. من همانا برانگیخته شده‌ام تا مكارم اخلاق را به پایان ببرم و یا تكمیل كنم. گویی كاستی‌هایی در نظام‌وارة تعالیم اخلاقی كه تا آن زمان به بشر ابلاغ شده بوده، وجود داشته كه آن بزرگوار آمده‌اند تا آن را تمام كنند. همانطور كه شرایع بسیاری آمده بودند و ایشان كامل‌ترین شریعت را آوردند، گویی مكتب اخلاقی كامل‌تری را هم ایشان آورده‌اند و تكیة ایشان روی مكارم اخلاقی و درواقع برترین‌های فضائل اخلاقی است.

مجری: پس چند نكته مشخص شد. یكی اینكه مكارم اخلاق یعنی خُلق‌های برتر.

آقای رشاد: بله. چون اخلاق می‌تواند مراتب نازله داشته باشد. چون گویی قله‌ها و چكادهای اخلاقی رسالت ایشان بوده است كه اهتمام كنند و تعلیم بدهند. طبعاً اگر معلم برانگیخته شدند برای تعلیم اخلاق، برای تعلیم حقوق و برای تعلیم حقایق عالم در مقام حوزة بینش و حتی برای تعلیم علم برتر و علم برین كه علم قدسی، الهی و واقع‌بین‌ و واقع‌نماست. در همة حوزه این جهت هست.

مجری: نكتة دیگر هم بحث اتمام است. بنابراین مكرمت‌های اخلاقی بوده است و اصول اخلاقی تأسیس شده بوده و ایشان هدف‌گذاری كرده‌اند كه آنها را به پایان برسانند.

آقای رشاد: درحقیقت می‌توان از این عبارت به نحوی اصطیاد كرد و یا به صورت ذوقی می‌توان دریافت كرد این است كه همانطور كه شرایع پیشین ناقص بوده‌اند و تعالیم حقوقی و تكلیفی پیشین كه پیامبران گذشته آورده‌اند ناقص بوده‌اند، چون بشر هم در نسل‌های قبل ناقص بوده و آن مقدار شرایعی كه انبیاء پیش‌تر آورده بودند برای آن نسل‌های از بشر كفایت می‌‌كرده، به موازات ترقی و تكامل بشر و ارتقای عقل بشر، شریعت كامل‌تری باید می‌آمد، یا باید بگوییم كه شریعت به دو بخش فقهی، حقوقی، تكلیفی و اخلاقی، ارزشی، تهذیبی تقسیم می‌شود و همانطور كه احكام كامل‌تری در قلمروی الزامی آمده است، همچنین اخلاق كامل‌تر و احكام اخلاقی و ارزشی كامل‌تر را آن بزرگوار آورده‌اند. یا اینكه اگر بگوییم دو مجموعه و دو نظام آموزه‌ای آن بزرگوار آورده‌اند كه پیامبران قبلی هم طبعاً‌ همین دو نظام را داشته‌اند ولی باز به تناسب روزگار خودشان و دورة رسالت خودشان و ایشان همانطور كه شریعت را كامل كردند و به تعبیر قرآن اتمام دین شد، اتمام دین هم در حوزة شریعت و هم در حوزة اخلاق اتفاق افتاده است، منتها شاید بتوان گفت با تأكید بیشتر.

مجری: اما اگر بخواهیم وارد جامعه بشویم و این بحث را در جامعه پیگیری كنیم، مثلاً همین اتفاقی كه دیشب در برنامه افتاد و گزارشی داشتیم از حال پدر پیری كه ساكن یكی از خانه‌های سالمندان كشور و ایشان ضمن اینكه جوان‌ترها را توصیه می‌كنند به احترام به پدران و مادرانشان، بعد ضمناً می‌گوید كه من دلم می‌خواهد ده روز محضر حضرت رضا(ع) مشرف بشوم. بعد از طرف مردم هم پیام‌های زیادی می‌رسد. الان ما باید بگوییم كه یك رفتار اخلاقی كردیم و خوشحال باشیم كه جامعة ما بااخلاق است؟ اصلاً تعریف اخلاق و رفتار اخلاقی و جامعة اخلاقی و مردم اخلاقی این است یا فراتر و رفیع‌تر از این است؟

آقای رشاد: عرض شود كه مثل ایمان كه نمود حوزة‌ بینش و عقاید است و دارای مراتب هست، حوزه التزام به شریعت و اخلاق هم همینطور است. یعنی شما می‌توانید بگویید كه آنچه كه در برنامة شما رخ داد، نماد و نمودی بوده است از التزام اخلاقی جامعة ما و از این نتیجه بگیرید كه جامعة ما بسیار اخلاقی است و خرسند هم باشید. به یك معنا شما درست تشخیص داده‌اید و جامعة ما در یك مرتبه‌ای از مراتب اخلاقی قرار دارد. وقتی ما جامعة خودمان را با بسیاری از جوامع غربی و شرقی قیاس كنیم یك جامعة به شدت اخلاقی هستیم. شما مشاهده كردید كه در جوامع دیگر بسیار اتفاق می‌افتد كه افرادی مبتلا هستند و گرفتاری دارند و آحاد جامعه با بی‌تفاوتی تمام از كنار او عبور می‌كنند. من تصور می‌كنم كه در جامعة ما اینگونه نیست، جامعة ما وقتی شاهد یك فرد گرفتار هست، می‌بینید كه با یك ولع و شور و حالی مردم به یاری او می‌شتابند، بی‌آنكه ذره‌ای الزام حقوقی در پس این حركت باشد، یعنی وظیفة حقوقی بر عهدة مردم نیست. به هرحال گفته می‌شود كه از جمله تفاوت‌های بین اخلاق و حقوق این است كه پشت حقوق الزام و اجبار هست ولی در پس اخلاق الزام نیست و شاید تا حدی این مطلب هم صحیح باشد كه در حوزة دینی هم به خاطر سر باز زدند از بسیاری وظایف اخلاقی چه بسا عقاب نباشد، هرچند با التزام ثواب باشد. این در حالی است كه در حوزة فقه و احكام اگر كسی تن بزند از التزام به قواعد حقوقی و تكلیفی و شریعت و فقه به هرحال عقاب در انتظار آن فرد هست.

مجری: یعنی اگر نماز واجب ما ترك شود حتماً عقاب می‌شویم اما اگر یك مورچه‌ای را دیدیم كه در آب در حال هلاك شدن است و نجاتش ندادیم عقاب نمی‌شویم.

آقای رشاد: به هرحال عقاب ندارد ولی اگر ما این ترحم را حتی بر همان مور كردیم حتماً خدا ثواب خواهد داد و گاهی در بعضی روایات هست كه در آن عالم نسبت به این كار ظاهراً كوچكی كه جنبة اخلاقی هم دارد و نه حقوقی، خداوند متعال پاداش می‌دهد.

به هرحال همانطور كه ایمان مراتب دارد و التزام حقوقی و قانونی مراتب دارد، التزام به موازین اخلاقی هم مراتب دارد. ما در مقام مقایسه اگر بربیاییم و با دیگر جوامع خودمان مقایسه كنیم من تصور می‌كنم كه جامعة ما یك جامعة اخلاقی است. اما اگر این جامعه را كه مدعی است امت پیامبر رحمت و اخلاق و ایثار است و امت پیامبری است كه خداوند بزرگ او را به یك صفت بزرگ ستوده است: «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم/ 4)، و خوی عظیم را وجه تمایز او بر دیگر آحاد انسانی و شاید مصلحان و بزرگان تاریخ مطرح كرده و برجسته ساخته، اگر با تعالیم پیامبرمان و مكتب غنیی كه به لحاظ اخلاقی امروزه در اختیار ماست و میراثی است كه از پیامبر اعظم و اولیای الهی و ائمة معصومین(ع) به دست ما رسیده، با این تعالیم مقایسه كنیم باید بگوییم كه بسیار كسری داریم و فاصلة ما با آموزه‌هایی كه در اختیار داریم و وظیفه‌ای در این بخش داریم زیاد است. درنتیجه بگوییم جامعة ما هنوز اخلاقی نشده است و آنگاه بعضی نقاطی را نشان بدهیم و مثلاً بگوییم كاسب فلان محل بعضی اصول اخلاقی را رعایت نمی‌كند و یا ممكن است بگوییم كه نسبت به گذشته حتی پس‌رفت هم داشتیم. كسبة ما در گذشته تقیدهایی داشتند و برای خودشان وظایفی تعریف كرده بودند علاوه بر وظایف الزامیی كه داشتند. مثلاً بر ارباح مكاسب و درآمدهای كسبه ما خمس تعلق می‌گیرد، این را احیاناً در گذشته دقیق می‌پرداختند و علاوه بر او گاهی مؤسسة خیریه‌ای راه می‌انداختند و باقیات و صالحاتی داشتند و در كارهای خیر فعال مشاركت می‌كردند و فراتر از ادای مالیات الزامی تكلیفی در پرداخت‌هایی كه هیچ الزامی در پس آن نبود و بلكه حسنش در آن است كه پنهانی باشد و نه‌تنها الزام نیست بلكه آگاهی دیگران هم نسبت به آن قضایا نیست، بسیار پیش‌قدم بوده‌اند. و بسا ممكن است بعضی كسبه را ببینیم، همسایة بقلی می‌خواهد از مغازه چیزی بخرد، هیچ ملاحظه‌ای نمی‌كند كه چقدر باید روی این جنس سود كند و اگر می‌توانست بیش از اینها سود بگیرد، تردیدی به دل راه نمی‌داد. این صحنه‌های كوچك را وقتی می‌بینیم می‌توانیم بگوییم نه‌تنها با مطلوب فاصله داریم، خدای ناكرده احتمال دارد با گذشته خود نیز فاصله پیدا كرده‌ باشیم.

مجری: كسبة سن و سال گذشته وقتی برای ما همین رفتارها را نقل می‌كنند خیلی انسان دل‌رنجیده می‌شود. گفته می‌شود كه در قدیم بعضی كسبه این رسم را داشتند كه تا ظهر می‌فروختند و از ظهر به بعد می‌گفتند: «ندارم» درحالی‌كه جنس را در مغازه داشته. و این برمی‌گشته به این نكته كه هم‌چراغ او از صبح تا به حال فروش نكرده، عمداً می‌گفته ندارم كه مشتری از او خرید كند. بدون اینكه كسی خبر داشته باشد و این كتمان همانطور كه جنابعالی هم اشاره كردید بین او بوده و خدای او.

البته ما چند شب در این برنامه بحث بداخلاقی را داشتیم كه چرا متأسفانه علی‌رغم اینكه بیشتر در معرض آموزه‌های دینی قرار داشته‌ایم ولی احساس ما این است كه یك مقداری ترقی معكوس هم كرده‌ایم و گرفتار این مشكلات شده‌ایم.

اساساً چه عواملی باعث می‌شود كه جامعه بیشتر، بهتر و اساسی‌تر به اخلاق رو بیاورد و اخلاقی‌تر بشود؟ و بعد آیا با انجام یك كار اخلاقی، وظیفه و تكلیف ما تمام می‌شود، یا پشت این باید آثار دیگری باشد و اتفاقات دیگری هم رخ بدهد؟

آقای رشاد: در حوزة اخلاق مكاتب مختلفی وجود دارد و بسا در گذشتة اگر مكاتب و انظار و نظریه‌های اخلاق طبقه‌بندی نشده بوده، ولی درواقع بوده. بعضی از مكاتب متكی بر این هستند كه غایت اخلاق سود است. برخی می‌گویند غایت اخلاق فضیلت است و بعضی غایات دیگری را مطرح می‌كنند. غالباً دچار این آفت هستند، مثل بسیاری از نظریه‌های علمی كه تك‌ساحتی می‌اندیشند و می‌خواهند همة علل و عوامل را در یك علت خلاصه كنند. من فكر می‌كنم در قلمرو اخلاق ما نمی‌توانیم بگوییم «چه عاملی» بلكه باید بگوییم «چه عواملی» و چه زمینه‌هایی. به هرحال در هر زمینه‌ای با طبقات و افراد مختلفی، با دواعی و انگیزه‌های مختلفی مواجه هستیم. طبعاً اگر جامعه بخواهد اخلاقی شود یك عده حتی در اخلاق هم به دنبال سود هستند. الان در جهان رشته‌ای مطرح شده و در كشور ما اخیراً بعضی دوستان پیگری می‌كنند با عنوان «اخلاق حرفه‌ای» در بعضی كشورها از جمله در انگستان چندین هزار كارخانه یا شركت اخلاقی ثبت شده و اینها رسماً به عنوان شركت اخلاقی قلمداد می‌شوند و جهت آن هم این است كه اینها یك سلسله تعالیم اخلاقی را به كارمندان و طبقات مختلف از نیروهای خود آموزش می‌دهند و می‌خواهند كه این افراد ملتزم به این اصول اخلاقی باشند. البته به جای اینكه اخلاق باشد گاه آداب هم هست، مثلاً‌ رعایت پاره‌ای آداب معاشرت و طرز مواجهة جاذب با مراجعین و مشتریان است. ولی به هر حال در مجموع اسم آن را اخلاق حرفه‌ای می‌گذارند. و در ارزیابی هم نشان داده كه این شركت‌ها، شركت‌های بسیار پرسودی هم هستند. درنتیجه می‌خواهم عرض كنم در عین حال كه نباید اخلاق را به سمت سود‌دهی ببریم، اما می‌شود در جامعه به مردم گفت كه اگر شما اخلاقی رفتار كنید چقدر به نفع خودتان است و چقدر سودمند است. كاسب ما فكر كند كه اگر در یك مورد خاص، اخلاق را رعایت كند، حتی اگر از نظر حقوقی هم منعی نداشته باشد، مثلاً به او بگوییم كه اگر در اینجا از نظر حقوقی می‌توانید حتی تا پنجاه درصد هم سود ببرید ولی به لحاظ اخلاق فكر كنید كه توان خرید مردم چقدر است، و بعد فكر كنید كه اگر شما این را گران كردید و ظاهراً تصور كنید كه پول بیشتری به دست آوردید، اگر آن طرفی كه از شما جنس را می‌خرد هم كاسب باشد، او هم جنسی را كه در اختیار دارد گران كند و بعد شما بخواهید جنس او را بخرید چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا شما اینجا سود می‌كنید یا زیان می‌كنید؟ با این گران كردن، گران می‌خرید و با این سود كردن، زیان می‌كنید. گاهی می‌توان اخلاق را با چنین چارچوب‌هایی تدوین كرد و برای عده‌ای از اقشار و آحاد ممكن است از این زوایه وارد شویم و جامعه را به سمت اخلاق برانیم، ولو شده با تبیین آثار مادی اخلاق كه به خود انسان برمی‌گردد.

بعضی به مراتب فراتر از این می‌اندیشند كه به هرحال یك انسان اخلاقی در جامعه یك انسان متشخص است و این هم یك نوع سود است ولی سود معنوی است. در جامعة خاص حرمت خاص دارد، تكریم می‌شود و به او اعتماد می‌كنند و طرف مشورت قرار می‌گیرد و امثال این آثار كه اینها هم یك نوع سود و یا سودانگاری پنهان است و نوعی سود نرم‌افزاری است كه افراد به دست می‌آورند.

یك وقت ممكن است به ارزش ذاتی رفتار اخلاقی تكیه كنیم. به او بگوییم كه به هرحال اینكه شما راست بگویید، راست گفتن شرف است و ذاتاً حسن است. شما به یك حقیقت ملتزم شده‌اید كه این یك مرتبه و عامل دیگری است كه می‌تواند وارد صحنه شود و به صورت یك داعی و برانگیزنده، برخی از آحاد جامعه را به سمت اخلاقی‌تر رفتار كردن ببرد.

نفس التزام و اعتنا به حقیقت و پایبند بودن به آن و نفس كشف حقیقت برای برخی افراد ارزشمند است و احیاناً ارزش ذاتی دارد. لهذا اینكه می‌فرمایید چگونه می‌توان یك جامعه را اخلاقی كرد، باید هم كار علمی دقیق در این زمینه‌ها داشته باشیم و هم عملاً تجربه‌هایی را داشته باشیم. مطالعات جامعه‌شناختی، روان‌جامعه‌شناختی و روان‌شناسی اجتماعی، مطالعات مردم‌شناختی، داشته باشیم و خلق‌وخوی وراثتی ملی خود را مطالعه كنیم. به هرحال پاره‌ای از عناصر احساسی، شبیه به جوهر و طبیعت ما از نسل‌های گذشته و از اجداد ما به ما رسیده و هویت ملت ما به نحوی شكل گرفته، یك سلسله خصلت‌های پایدار به صورت طبیعت ثانوی در وجود آحاد جامعه ما از گذشته باقی مانده، اینها را مطالعه كنیم و ببینیم چه عناصر و عواملی می‌تواند جامعه ما را اخلاقی كند.

امروز اگر من از اساتید دانشگاه‌ و حوزه سئوال كنم، از مدیران كشور بپرسم، و از كسانی كه در مصادر امور هستند، سئوال كنم كه چه مایه مطالعه كرده‌ایم كه چه زمینه‌هایی را باید پدید بیاوریم و یا مطالعه كنیم و چه ضمانت‌هایی را باید ایجاد كنیم تا جامعة ما اخلاقی شود. آیا اندیشیده‌ایم كه جامعه اخلاقی باشد بهتر است یا اخلاقی نباشد؟ ظاهراً پاسخ روشن است و همه خواهند گفت باید اخلاقی باشد. اگر باید اخلاقی باشیم، آیا توجه كرده‌ایم كه الان سهم اخلاق در جامعة ما چه مقدار است؟ اگر به یك سهم ناچیزی رسیدیم و راضی نبودیم، آیا مطالعه كرده‌ایم كه چه زمینه‌ها و ضمانت‌هایی را باید به وجود بیاوریم و اگر چنین مطالعه‌ای شده باشد كه من بعد بعید می‌دانم به حد كفایت مطالعه كرده باشیم، اصولاً در حوزة‌ معرفت و مجموعة مطالعات علمی و معرفتی كه در كشور ما، چه در نظام حوزوی ما، چه در نظام دانشگاهی ما و چه در نظام رسمی تحصیلاتی ما و چه مؤسسات علمی غیررسمی و غیردولتی و مردمی و مساجد، ما چه مقدار در این حوزه‌ها مطالعه كرده‌ایم كه چه كنیم كه جامعة ما اخلاقی بشود.

من فكر می‌كنم یكی از كارهایی كه می‌تواند در این خصوص مؤثر باشد این است كه متولیان امور یك مقدار به خود بیایند و ببینیم چه مقدار سهم اخلاق را ادا كرده‌‌ایم. گاهی ما از اینكه در گوشه‌ای از جامعة‌ ما یك اتفاقی كه ناقض حقوق است، رخ می‌دهد، فریاد ضابطین قانون و مدیران درمی‌آید، گاهی اقدامات تندی می‌كنیم، البته نمی‌خواهم بگویم كه نباید اقدام كرد، اما بسیار حریم‌های اخلاق در جامعة ما شكسته می‌شود كه بعضی‌ از مدیران گرفته تا تصمیم‌سازان و اهل نظر اصولاً عكس‌العملی نشان نمی‌دهند. این هم یك مسئله است كه اگر بخواهیم جامعة ما اخلاقی شود باید روی خود اخلاق كار كنیم. اخلاق چه مقوله‌ای است؟

و اینكه باید مراجع و سامانه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیری با به وجود بیاوریم برای امر اخلاق در جامعه، همانطور كه ما مراجعی برای سایر زمینه‌ها و حوزه‌‌ها داریم. امروزه ما یك پارلمان قانون‌‌گذار در كشور داریم، اما هیچ فكر كرده‌ایم كه اخلاق كم‌ارزش‌تر از حقوق نیست و موازین اخلاقی از جملة موازین شرعی هستند و ما به عنوان یك مسلمان باید به اندازه‌ای كه به فقه اهتمام داریم به اخلاق هم اهتمام بكنیم و بیاییم سازِكار و سامانة مناسبی را تدبیر كنیم برای پر كردن این خلاء و به این حوزه توجه خاص بكنیم.

به هرحال خیلی اقدام‌ها باید انجام شود كه جامعة ما آن بشود كه امشب ما در لحظه‌های آغازین روز بزرگ آن هستیم. فكر نكنیم كه پیامبر ما از میان رفته‌ است. ما خود بارها وجود مبارك ایشان و همة معصومین را در زندگی احساس كرده‌ایم و توجه و عنایات این بزرگواران را دیده‌ایم. پیامبر بزرگوار ما ایستاده‌اند و نظاره‌گر حیات ما هستند و ایشان انتظار دارند كه جامعة‌ ما یك جامعة اخلاقی آنچنان باشد كه او می‌پسندد و او عمل می‌كرد. جامعة جاهلی ضد اخلاق را معجزه‌آسا تبدیل كرد. فكر كنیم كه چقدر با آرمان‌ها و آرزوهای آن بزرگوار فاصله داریم و بدانیم كه ایشان از میان نرفته‌اند و امروز نظاره‌گر اعمال، رفتار و مناسبات ما هستند. این است كه من تصور می‌كنم بسیار راه‌ها باید برویم تا انشاءالله به شاهراه اخلاق منتهی بشویم و آن بشویم كه آن بزرگوار می‌خواستند و امروز هم از ما مطالبه می‌كنند.

مجری: البتة ایدة تأسیس مجلس یا پارلمان اخلاقی از طرف جنابعالی جای بحث مفصل و مستقلی دارد ولی به هرحال مؤسسین جمهوری اسلامی ممكن است بگویند در مجلس ما كه مجلس قانونگذاری هست، شورای نگهبان نهادی است كه نگهبانی می‌‌كند از اینكه همة قوانینی كه تقنین می‌شود بر محور دینی است كه البته حتماً یك ركن جدی آن دین اخلاق است. ولی این هم نكته‌ای كه شاید در حوزه‌های ما باید این نهاد تأسیس شود.

ضمن فرمایشات شما فكر می‌كردم شاید نهاد ائمة جمعه‌های كشور و یا نهاد مساجد بتواند عهده‌‌دار این مهم باشند و تأسیس این نهاد و پارلمانی كه كار تأسیس اصول اخلاقی را در كشور داشته باشد كه البته به شكلی كه در مرحلة پیاده‌سازی و اجرا و اعمال ضمانت‌آور باشد.

آقای رشاد: هندسة‌ معرفتی دین دستكم چهار زاویه دارد. البته من به زاویة پنجمی هم معتقدم و فكر می‌كنیم باید كار علمی بیشتری بشود تا خیلی جد‌ی‌تر این زاویه هم تبیین شود و آن مبانی تربیت است، ولی فارغ از این، دین حداقل شامل چهار ضلع برابر به لحاظ كمیت و كیفیت است. هرچند كه به حیث مبناانگاری حوزة عقاید و بینش بنیادی‌تر است ولی به هرحال یك حوزة بینش و عقاید و داریم، یك حوزة كنشی و احكام و شریعت داریم، و یك حوزة دانش و علم داریم، یعنی دین برای خود علم دارد و ما می‌توانیم علم دینی تعریف كنیم كه می‌تواند جز علمی باشد كه امروزه در میان بشر رایج است و یك حوزة منش و حوزة اخلاق. حوزة اخلاق یك ضلع از اضلاع هندسة‌ معرفتی دین است. به هرحال مجلسی كه امروزه داریم و سامانه‌ای كه در نظام تعریف كرده‌ایم كمابیش نزدیك به همان چیزی است كه عقلای بشر و عرف امروزه آن را عمل می‌كند. تفكیك قوایی را مطرح كرده‌ایم و در ارتباط با قوة مقننه و قوة تصمیم‌گیر، بیشتر روی وجه حقوقی تصمیمات متمركز شده‌ایم، لهذا مجلس نه اینكه غیراخلاقی عمل می‌كند یا بی‌اعتنا به اخلاق است اما شأنی كه برای مجلس تعریف كرده‌ایم بیشتر شأن حقوق و تقنین است.

لهذا ما در شرایط نمایندگی هم نیامدیم صفات و ویژگی‌های غلاظ و شداد اخلاقی بگذاریم. گفتیم باید مسلمان ملتزم و معتقد باشند و نگفتیم كسانی كه می‌خواهند كاندیدای پارلمان قانونگذاری بشوند باید نماد اخلاق و از شخصیت‌های اخلاقی جامعه باشند. درحالی‌كه من فكر می‌كنم اگر ما روزی پارلمان اخلاق داشته باشیم باید یك سازِكاری را بیاندیشیم كه مثلاً شبیه مجلس خبرگان كه می‌گوییم باید مجتهد باشند و در مظان اجتهاد باشند و از مهم‌ترین نشانه‌های صلاحیت این است، اینجا هم طبعاً این جهت باید برجسته شودو به نحو مناسبی از نظر تشخیص و اینكه كسی دارای چنین صلاحیتی هست و بتوان احراز كرد و سازِكاری كه به چه نحوی این عناصر از بین مردم انتخاب و برگزیده شوند و چگونه انتخاب شوند كه حقیقتاً اخلاقیان انتخاب شده باشند و عناصر این‌چنینی اعضای این پارلمان بشوند.

طبعاً كار مجلس تقنین است و نه وضع مقررات اخلاقی، هرچند كه ممكن است در زمان قانونگذاری نمایندة مجلسی هم بگوید این قانون ممكن است تبعات سوء اخلاقی داشته باشد و به همین اعتبار تصویب هم نشود، اما این نیست كه وقتی یك لایحه‌ای را می‌آورند سراسر مواد اخلاقی باشد، موارد قانونی و حقوقی است.

در شورای نگهبان هم چند فقیه و حقوقدان حضور دارند و طبعاً هم حقوقدان‌‌ها و هم فقها عناصر متخلقی هستند اما من تصور می‌كنم چنین شأنی برای اینها تعریف نشده است كه بناست موازین و مقررات اخلاقی را نظارت كنند و یا براساس اخلاق فقط، بلكه بنا بر این است كه با شریعت و قانون اساسی مخالف نباشد.

البته یك وقت هست كه ما عنصر اخلاق را به مثابه یك عامل و یكی از عناصر و شاخص‌ها لحاظ می‌كنیم كه قانون غیراخلاقی نباشد، یعنی در حاشیه است و آن را همانند یك چارچوب می‌بینیم، یك وقت هست ما اخلاق را متن می‌كنیم. وقتی من عرض می‌كنم پارلمان اخلاق، به این معناست كه همانطور كه به قانون و شریعت به مثابة‌ یك متن كه باید در چارچوب آن، قواعد، مواد و تبصره‌هایی را طراحی كنیم و به تصویب برسانیم و در نهایت اعمال كنیم در قلمرو اخلاق هم نیازمند طراحی قواعد عملی و اجرایی هستیم كه دقیقاً مثل لایه‌های حقوقی تنظیم و تصویب شود و زمینه‌ها و ضمانت‌های اجرایی‌شدن آن را هم در كنار آن دیده باشیم و به آن ملتزم باشیم.

مجری: كه ترك آن هم مستلزم تنبیه و مجازات باشد؟

آقای رشاد: حتی اگر همة آنچه كه اخلاق قلمداد می‌شود الزام سخت‌افزاری نداشته باشد، كه پاره‌ای از موازین اخلاقی چنین الزامی ندارد و بهتر است كه چنین نكنیم و اخلاق را به حقوق تبدیل نكنیم اما اخلاق از اهرم‌های بسیار دیگری برخوردار است كه حقوق برخوردار نیست.

درست است، قطعاً مواردی پیش می‌آید كه در مبدأ تصویب، وكلا لحاظ می‌كنند كه اگر این قانون تصویب شود، ممكن است آثار اخلاقی داشته باشد، ممكن است تصویب نشود و یا عناصر اخلاقی را وارد قانون كنند. ولی این به عنوان یك عنصر بیرونی وارد قانون می‌شود. شورای نگهبان هم ممكن است سعی كند كه رعایت شود، ولی آن متنی كه از مجلس به شورای نگهبان آمده است متن اخلاق نیست، بلكه متن قانون و حقوق است.

عرض من این است كه ما به موازات پارلمان قانون‌گذار، پارلمان اخلاقی لازم داریم كه موازین اخلاقی را كه بُعدی از تعالیم دینی و كماً و كیفاً كم از شریعت و حقوق و احكام قانونی نیست، متولی پیدا كند و به موازات در جامعه جریان پیدا كند و ما این وضعی كه الان داریم كه یك نوع تبعیض در دین ـ هرچند بدون قصد ـ اتفاق افتاده است، این وضع تمام شود و آنوقت ما طعم شیرین حكومت دینی را خواهیم چشید.

یكی از جهات اسلام ما این است كه دین جامع است. یعنی اگر ما بخواهیم بر این پیشنهاد یك سلسله مبانی نظری مطرح كنیم، یكی همین جامعیت دین است. عرض كردیم، دین ما هم عقاید دارد، هم علم دارد، هم اخلاق دارد و هم حقوق دارد. چطور ما فقط به حقوق و احكام آن توجه داریم و علم و اخلاق آن را مغفول گذاشته‌ایم.

مجری: به نظر می‌رسد كه حجم بالاتری از توصیه‌های الهی و مرضیات خداوندی اخلاقی باشد تا واجب و حرام.

آقای رشاد: بله. در اخلاق ممكن است گاه ثواب مترتب باشد و عقاب مترتب نباشد، اما كمال و سعادت بر آن مترتب است.

مجری: وقتی احكام الهی را مطالعه می‌كنیم می‌بینیم كه حجم مستحبات و مكروهات خیلی بالاتر از واجبات و محرمات است.

آقای رشاد: بله. اگر ما آداب و سنن را ضمیمة اخلاق كنیم حجم آن بسیار گسترده‌تر می‌شود. به هرحال جامعیت دین كه یك هندسه است، ابعاد مختلف دارد. همین‌طور معجون‌وارگی دین، اینكه دین یك معجون است. مثل دارویی است كه تركیب از چند عنصر است كه اگر همین عناصر دست به دست هم دادند شفابخش خواهد شد، اما اگر از یك معجون شفابخش یكی دو عنصر كم كنید، خنثی می‌شود و بسا امكان دارد زیان‌بار شود، یعنی نتیجه عكس می‌دهد. دین اینگونه است. اگر به همة ابعاد دین ملتزم بمانیم شفابخش است و بسا اگر همة ابعاد را التزام نكنیم، گاهی التزام به دین زیانبار هم بشود و فراتر از این، اخلاق كاركردهایی دارد كه گاهی فقه ندارد، همانطور كه فقه كاركردهایی دارد كه اخلاق به‌تنهایی ندارد.

بسیاری از معضلات را نمی‌توان فقط با حقوق حل كرد. مثلاً در مناسبات بیاانسانی كه عنصر عاطفه در آنجا نقش فعال‌تری دارد و برای مثال در مناسبات زن و مرد و بین خانواده، شما فكر كنید اگر بنا شود كه در خانواده فقط حقوق حاكم باشد، زن بگوید من كه موظف نیستم غذا درست كنم، من كه موظف به جارو كردن خانه نیستم، حتی من موظف نیستم بچه را شیر بدهم و از نظر حقوقی تو باید به من دستمزد بدهی تا بچه را شیر بدهم. و اگر بنا باشد در یك اختلاف كوچك به جای اینكه به بزرگتری مراجعه كنند و با نصیحت و موعظه مسئله حل شود یا با هم به تفاهم برسند، به قانون و ضابطین قانون مراجعه كنند، اصلاً خانه و خانواده‌ای برپا می‌ماند؟

مجری: پشت انجام یك فعل اخلاقی چیست؟ اینكه وقتی من احساس می‌كنم شما تشنه هستید لیوان آبی به دست شما می‌دهم، یك كار اخلاق كرده‌ام، بعد از آن چه می‌شود؟

آقای رشاد: دو چیز. حداقل آن است كه انسان وجدان خود را راضی می‌كند. وجدان آدمی اخلاقی است. اخلاق دو تكیه‌گاه دارد كه این موازین را بسیار كارساز می‌كند، یكی آن وجدان اخلاقی است كه آدمی دارد. اگر كسی بگوید كه در پشت حقوق چنین چیزی وجود ندارد و لزوماً همه اصرار ندارند كه پایبند به حقوق و قوانین باشند، لهذا در نهان نقض می‌كنند و در آشكار خود را قانون‌پذیر می‌نمایانند. اخلاق درون‌خیز است و پشتوانة وجدانی قوی‌تری دارد.

دوم، مسئله پشتوانه‌های دینی، ارزشی و قدسی قضیه است كه البته این عنصر در حقوق دینی و احكام دینی این حضور دارد. اینكه ما بدانیم اخلاق دستور الهی است. این عنصر خیلی مهم است و تفاوت بین اخلاق دینی و سكولار كه درون‌خیز می‌كند و ضمانت ایجاد می‌كند همین است.

در یك جامعة سكولار، اخلاق سكولار كه عملاً تبدیل به آداب می‌شود، چقدر ضمانت دارد؟ در جامعة سكولار فرد می‌گوید اگر شما اخلاق را رعایت نكنید، من هم نمی‌كنم و منافع هر دوی ما به خطر می‌افتد. این ضمانت می‌شود. اما در جامعة دینی می‌گوییم اخلاق حكم خدا است. مگر می‌شود حكم خدا را زیر پا گذاشت. می‌گوید اگر اخلاق را رعایت كردید خداوند متعال خشنود خواهد شد. این عناصر و ضمانت‌ها در ورای اخلاق حضور دارد كه به‌خصوص در یك جامعة دینی ضمانت ایجاد می‌كند.

فراتر از اینها می‌گوییم كه اخلاق حداكثری است. در حقوق مثالی زدیم كه اگر كسی مالیات خود را پرداخت حداقل تكلیف مالی خود را انجام داده است، یك انسان متشرع خمس را هم علاوه بر مالیات پرداخت كرد، باز این هم حداقل می‌شود، اما یك انسان اخلاقی، ایثار هم می‌كند، انفاق می‌كند. ایثار و انفاق تكلیف مالی نیست بلكه اخلاق مالی است و جنبة اخلاقی دارد.

لهذا اگر به این جهات بیاندیشیم، بیش از آنچه كه در مقام اعمال قانون موفق هستیم در اعمال موازین اخلاقی می‌توانیم موفق شویم و با این دو بال جامعه می‌تواند پیش برود. به هر اندازه كه با یكی از این دو بال پرواز كنیم كه امروز احیاناً بیشتر داریم با بال راست كه حقوق است پرواز می‌كنیم و آن را فربه می‌كنیم، تعادل خود را بیشتر از دست می‌دهیم. جامعة ما به دلیل اصرار به حقوق و احیاناً اندكی افراط در این وجه و نشان دادن جنبة سختگیرانه نظام ما این بخش را فربه كرده‌ایم، جامعة ما از حالت تعادل خارج شده و به سرعت می‌بایست آن بال دیگر را كه رشدنكرده باقی مانده رشد بدهیم و بال اخلاق هم در جامعة ما گسترده شود و انشاءالله از حالات ابتلای به آفت تبیض در دین بتوانیم نجات بكنیم. اسلام را باید به تمامه پذیرفت. اخلاق اسلام هم به اندازة احكام آن ارزشمند و شفابخش است.

مجری: جناب آقای رشاد خیلی خیلی ممنون از اینكه در این برنامه حضور پیدا كردید و افاضه فرمودید. به امید روزی كه به اخلاق نیكو به همان اندازه اهمیت داده شود كه به امور دیگر دین خداوندی در جامعه‌ای كه موسوم به جامعة دینی است اهمیت داده می‌شود.